▓░dortin1░▓

▓░dortin1░▓
وبلاگی متفاوت 
نويسندگان

شعری از مصطفوی در وصف لارستان

در ادامه مطلب ببینید


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
[ 14 مرداد 1398(64بازدید ), ] [ 12:27 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

سلام به درتینی هایی که خدای یکتا را می پرستند ویک سلام ویژه به  لاری هایی که اخبار خود را می پزیرند

برای اولین بار اخباری از لارستان در درتین بلاگ

منتضر اخبار بعدی ما باشید

همه باهم برای درتینی دیگر

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 13 مرداد 1398(62بازدید ), ] [ 18:29 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

fبه نام خدایی که به  هرکس  عقلی به اندازه تواناییش داد تا بتواند با آن عقلش هزار و اندی را اختراع  کند تا بفهماند که چه کسی مغز خود را بیشتر به را می اندازد

درتین بلاگ بازهم افتخار جدیدی را فراهم آورده که این افتخار نوشتن اخبار شهرستان ها واستان ها را بنویسد

اخبار خود را در بخش نظرات بنویسید تا ما نیز برای شما در وبلاگ در ج کنیم

در تین بلاگ دوستار هرکسی است شما نیز دوستارش باشید

همه با هم برای ساخت درتینی دیگر


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 1 مرداد 1398(64بازدید ), ] [ 13:5 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

با سلام

داستان من و برادر گم شده ام به زودي از درتين بلاگ

داستان نامه ي هفتگي ما با تبليغات شما رنگين خواهد شد

توضيحات:

داستان من وبرادر گم شده ام قطعا براي اولين بار است  كه نوشته شده ونظير ديگري ندارد و چون اين داستان با لحني دوستانه و گرم نوشته شده است و با عث جذب خوانندگان بيشتري براي اين داستان مي شود واين مزيت موجب مي شود كه شما بتوانيد وبلاگ محصو لات يا هر چيز ديگري را بدون پرداخت حتي يك ريال با تصوير و  وهر گونه فايل يا متن فلش بتوانيد در معر ض ديد هزاران خواننده اين داستان بگذاريد تا ديگران از محصولات شما با خبر شوند فقط كافيست متن يا فايل خود را به ما  ايميل  كنيد يا آن را در اينتر نت آپلود كنيد و آدرس آن را به ايميل dortin1@mailfa.org ارسال كنيد

مهلت ارسال تا 13/2/1390

زود تر بجنبيد زيرا اين شانس ديگر بار درب خانه يشما را نمي زند .

با تشكر فرا وان

محمد امين تيزچنگ


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 6 ارديبهشت 1398(بازدید )برچسب:تبليغات/ داستان/ من/manoto1/فركانس, ] [ 11:11 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

با سلا م

تبليغات رايگان درتين بلاگ

كد ها فايل ها ي فلش خود را به ايميل درتين ارسال كنيد تا در درتين بلاگ به نمايش گذاشته  شود.

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ یک شنبه 3 ارديبهشت 1398(بازدید ), ] [ 21:11 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

شریه نیوساینتیست با بررسی پدیده‌های مختلف کیهانی به معرفی بزرگترین آنها در میان ستاره‌ها، سیاره‌ها، کهکشان‌ها و حفره‌های خلأ پرداخته است.

 

به گزارش خبرگزاری مهر، بیشتر اوقات حد تصور انسان از عظمت جهان هستی دستخوش فراموشی می‌شود و به تدریج بزرگی برخی از رویدادهای طبیعی از یادها رفته و حتی گاه این رویدادها کوچک شمرده می‌شوند.

 

عظیم‌ترین اجرامی که در جهان وجود دارند را بر روی زمین نمی‌توان یافت، زیرا فراتر از مرزهای جو زمین، حقایقی وجود دارند که سیاره کوچک آبی در برابرشان ذره‌ای غیر قابل مشاهده است.

 

بزرگترین سیاره جهان

 

سیاره مشتری از نظر بزرگی بر دیگر سیاره‌های سامانه خورشیدی حکمرانی می‌کند، مانند بسیاری از سیاره‌هایی که ابعاد آنها از حد استاندارد گذشته است، مشتری نیز سیاره‌ای گازی است که از هلیوم و هیدروژن ساخته شده است، با این همه تا به حال سیاره‌ای گازی‌تر و عظیم‌تر از مشتری نیز کشف شده است، سیاره TrES-4 که در سال 2006 در مدار ستاره‌ای درخشان در فاصله هزار و 500 سال نوری از زمین کشف شد. قطر این سیاره 1.8 برابر سیاره مشتری بود و از این رو به عنوان بزرگترین سیاره‌ای شناخته می‌شد که تا به حال رصد شده است.

 

با این همه جرم این سیاره تنها 88 درصد از جرم کل مشتری است و  تراکم آن 0.2 گرم در سانتیمتر مکعب است که این تراکم آن را از چوب پنبه سبک تر می‌کند. از آنجایی که روند مطالعات علمی توقف ناپذیر است، رصدهای جدیدتر منجر به کشف سیاره‌ای بزرگتر شده است که از سیاره TrES-4 نیز بزرگتر است، سیاره WASP-17b در فاصله هزار سال نوری از زمین واقع شده و شعاع آن دوبرابر مشتری است، در حالی که جرم و تراکم آن نیمی از جرم مشتری محاسبه شده است.

 

بزرگترین سازه مصنوعی

 

تا زمانی که یک فضاپیمای غول پیکر و بیگانه در آسمان زمین مشاهده نشود، تا به امروز عظیمترین سازه مصنوعی جهان ایستگاه فضایی بین المللی است که 370 تن وزن داشته و 109 متر وسعت دارد.

 

بزرگترین کهکشان

 

بر اساس روند شکل گیری کهکشانها در مدل استاندارد، بزرگترین کهکشانها، کهکشانهای بیضی شکلی هستند که از برخورد کهکشانهای کوچکتر شکل می‌گیرند. بزرگترین نمونه کهکشان IC1101 است که در فاصله یک میلیارد سال نوری در مرکز خوشه کهکشانی Abell 2029 قرار گرفته است.

 

این کهکشان 6 میلیون سال نوری وسعت داشته و هزاران برابر از کهکشان راه شیری عظیمتر است.

 

بزرگترین حفره

 

عنوان بزرگترین حفره جهان به یک سیاهچاله عظیم اختصاص ندارد، بلکه به فضای تاریک وسیعتری خطاب می‌شود. در بزرگترین فضایی که تا کنون مورد بررسی قرار گرفته است، کهکشانها از دیواره‌ها و گره‌هایی در وسعت چند میلیون سال نوری ساخته شده است که حفره‌ای در میان آن قرار دارد.

 

بزرگترین حفره خلائی که تا به حال در میان یک کهکشان یافته شده، حفره‌ای است که در سال 2007 کشف شده و وسعتی برابر یک میلیارد سال نوری دارد. گمان می‌رود این حفره توخالی به واسطه برخورد بسیار نزدیکی با جهانی دیگر به وجود آمده باشد.

 

بزرگترین ستاره

 

در این جهان بزرگ ستاره‌ای به نام VY Canis Majoris در فاصله پنج هزار سال نوری از زمین وجود دارد که می‌تواند با ابعادی هشت میلیارد برابر ستاره سامانه خورشیدی، خورشید زمین را به راحتی ببلعد.

 

 
قطر تخمینی این ستاره سه میلیارد کیلومتر است، شعاعی که این ستاره را در رده معدود ستاره‌هایی قرار داده است که به فوق ابرستاره‌های سرخ شهرت دارند. با این همه بسیاری بر سر ابعاد این ستاره بحث دارند و آن را یک میلیارد کیلومتر محاسبه کرده‌اند.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 25 فروردين 1398(بازدید ), ] [ 14:17 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 16 فروردين 1398(بازدید )برچسب:داستان /پرسپوليس/استقلال, ] [ 22:10 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

سلام

باز هم صرفا براي شما

براي ارتباط با مدير وبلاگ به dortin1@mailfa.org

براي ارتباط مدير وبلباگ از طريق پيامك با شما شماره موبايل خود را در بخش نظرات خصوصي همراه بانام خود درج كنيد.توجه شماره هاي شما نزد ما محفوظ ميباشد واين كار كاملا رايگان ميباشد وهيچ هزينه اي از شما كسر نخواهد شد 

لطفا از دادن شماره نترسيد 

اين شماره ها به هيچ وجه به كسي داده نمي شود فقط مدير وبلاگ

باتشكر


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 12 بهمن 1390(بازدید ), ] [ 21:4 ] [ محمد امین تیز چنگ ]
این روزا خیلی دلم گرفته ولی نمیدونم چرا؟؟؟

دنیام سیاه شده خیــــــــــــــــلی سیاه................

هیچوقت اینقدر غمگین نبودم

شاید بی معنی یاشه اما وقتی یه مشت آدم آشغال اطرافت باشن و براشون مهم نباشی و بی تفاوت از کنارت عبور کنن خیلی ناراحت کننده اس.....

کاشکـــــــــــی اونی رو که دوستش داشتم پیشم بود........

این روزا خودمو با اومدن به نت و شکلک گذاشتن های الکی خوش نشووووووووووووون میدم اما خیلی غمگینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

این روزا فقط تو  اتاقم غصه میخورم.............

غصه شده غذای این روزای من..................

لطفا برای بهتر شدن روحیه ام برام دعا کنیــــــــــــــــــــــــد....

سپاســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فعلا.......


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 8 دی 1390(بازدید ), ] [ 11:55 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره .


روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند .

نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :


میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟


یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...


بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند .


اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند


اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .


او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد


و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .


او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... .


به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود .


آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد


مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت .


آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود


سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم


و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .


پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم


و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !


در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند


روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟


همسرم جواب داد :من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .


و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید . شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت

ارنستو چه گوارا


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 8 دی 1390(بازدید ), ] [ 11:55 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام

در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام

کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست

کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام

مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام

در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام

در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق

فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام

 فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل

وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام

خوب می دانم قماری  بیش این دنیا نـبود

من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام

سرد می آید به چشم مست من  چشمت و باز

از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام

 

دوستان عزیزم یلدا تون جلو جلو مبارکـــــــــــــــــــــ

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 8 دی 1390(بازدید ), ] [ 11:55 ] [ محمد امین تیز چنگ ]


هيچـــ كســ

ويراني ام را حســـ نكرد


روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟


کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی . . .


مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! !


نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی


از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار


.


.


.


و امــــــــروز


بی ســــــر و صـــــــــدا پیدایـــــت شد


تـــــا بــــه رخ نکشـــــــــی اشتباهاتـــــــــــــم را


ایـــــن بـــــار کفــــش هایـــــت را می دزدم


مبــــــــــادا فکـــــر ِ رفتــــــــــن به ســـــرت بزنــــــــد



موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 8 دی 1390(بازدید ), ] [ 11:55 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

تمام اسپند های دنیا را نذر ِ دوباره دیدن َت ؛

می سوزانم ...

تا دودشان در چشم خودم برود

و باز هم بهانه ی اشک هایم باشد .....

 

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 8 دی 1390(بازدید ), ] [ 11:55 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

فاصله چقدر زياد ميشود !

وقتي كه مــــ ــ ـــن باشم و

غـــــــــــــــر و ر

و تـــ ــ ــــو
.
.
.
.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 8 دی 1390(بازدید ), ] [ 11:55 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

به نام خداوندي كه دينش هدايتگر ....... سلام بچه درتين بلاگ با مطالب ارزنده باز هم امروز اومديم تا شما رو با چيز هاي علمي بيشتري آشنا كنيم. راستي به شماره موبايل مدير وبلاگ هم مي تونيد تماس بگيريد يا زنگ بزنيد و نظراتتون رو از اين طرق به ما بگين dortin1@mailfa.org براي ديدن اين مطلب روي ادامه مطلب كليك كنيد


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
[ چهار شنبه 25 اسفند 1389(بازدید ), ] [ 20:28 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

با سلام خدمت درتینی هی عزیز 

طی چند روز اخیر که برای کاربران درتینیمان مشکل به وجود آمده بود رفع شد ای مشکل وارد نشدن کاربران به صفحه وبلاگ بود که به محض اطلاع اقدامات لازم انجام شد که علت آن حجم عظیم بازدید کنندکان بود که موجب بروز مشکل در قالب وبلاگ شده بود .از این رو از همه شما بازدیدکنندگان درتینی معذرت می خواهیم .بازدید کنندگان درتین در روز به 100 نفر رسیده امید واریم همین طور نیز به اعضای وب ما اظافه شود.

 درتین بلاگ وبلاگ هر فارسی زبان

تازه از این به بعد باید بگوییم درتین بلاگ وبلاگ هر زبان زیرا درتین بلاگ همین مطالب را به زبان های دیگر در وبلاگ های دیگر دارد.

درتین بلاگ در راه پیشرفتی روز افزون آرم درتین بلاگ


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 21 بهمن 1389(9بازدید )برچسب:درتین,بلاگ, ] [ 15:16 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

 

 

                                


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
[ پنج شنبه 14 بهمن 1389(10بازدید ), ] [ 10:20 ] [ محمد امین تیز چنگ ]
بسم اله الرحمن الرحیم نماز پرکشیدن به سوی خدا از ابتدای هستی ام چیزی در وجودم بود ,چیزی که نمی توانستم وصفش کنم وچیزی والا تر از آن را ندیده بودم . از وقتی که پدر بزرگم مرا در آغوش گرفت ولبانش را به گوش هایم نزدیک کرد چیز را زمزمه کرد ,ابتدا خانه آرام شد صدای ((الله اکبر))تمام فضای خانه را فرا گرفته بود . همه با او این کلام را زمزمه می کردند .آری از آن موقع بود که نامش را فهمیدم. صبح ها وقتی که ازخواب بلند می شدم و با گریه از مادر طلب شیر می کردم می دیدم که او نشست و بر خاست می کند بدون هیچ اعتنایی به من سر به زمین فرود می آورد . من نیز آرام می شدم و کنجکاوانه به دنبال این بودم که چه کار می کند . وقتی که پنج سالم شد فکر می کردم هر شهری خدایی دارد ووقتی که در لار باران نمی بارید و شهر های دیگر از نعمت باران سر سبز می شد می گفتم چرا خدای آنان برای آن ها باران می فرستد و خدای ما برای ما باران نمی فرستد بعد هم مادرم به آرامی دستی بر سرم می کشید ومی گفت مافقط یک خدا داریم و خدای ما نیز خدای جهانیان است و به غیر از او هیچ خالقی نیست و ما فقط و فقط در مقابل او سجده می کنیم و سر به خاک می گذاریم . از آن وقت بود که فهمیدم آن نشست و برخاست های مکرر و سر به زمین گذاشتن ها چیزی به غیر از نماز نبوده . هشت ساله که شدم با نماز خواندن آشنا شدم در مسجد محله امان برای مردم اقامه ی نماز می کردم.استخاره می گرفتم و به جواب آن معتقد بودم. ولی هنوز می دانستم ذره ای از خدا نمی دانم ودر جست وجوی خدا بودم . الان که به سن تکلیف رسیده ام و انجام تکالیف و فرایض دینی بر من واجب شده است می دانم برای چه اقامه می کردم ونماز می خواندم . به سن تکلیف رسیده ام وهمه چیز را در مدرسه به ما آموخته اندو هنوز که هنوز است میدانم که ذره ای از خدا نمی دانم . می دانم که باید شکر گذار نعمت هایش باشم ,برای نعمت هایی که از سر وگردنم بالا می رود . می دانم نماز وعبادت نوعی شکر گذاری است و می خواهم به او نزدیک شوم ,وآنقر نزدیک شوم که بتوانم اورا ببینم واحساس کنم.می گویند برای پر کشیدن به سوی خدا باید نماز خواند ومن هم اعتقاد دارم و عمل می کنم و از خدا می خواهم مرا آنچنان هدایت کند که همه ی مالم را در راهش ,همه جانم را فدایش و همه ی هستی ام را به پایش قربانی کنم و لحظه از وجود مبارکش غافل نشوم. نماز می خوانم تا از شر بدی ها رهایی یابم . نماز می خوانم تا به او نزدیک شوم. نماز می خوانم تا اورا در یابم. نماز می خوانم چون می خواهم آنچنان به او نزدیک باشم که هنگام نماز خواندن همانند مولای متقیان علی (ع)چیزی نتواند حواس مرا پرت کند و آنقدر به فکر او باشم که مرا به هنگام نماز سر ببرند وقطعه قطعه ام بکنند من دست از نماز نکشم. می خواهم با نماز به سوی او پر کشیدن را احساس کنم.درست است که می گویند نماز پرکشیدن به سوی خداست من هم می گویم نماز پله های رسیدن به خداست که با هر رکعت همانند هر قدمی به خدا نز دیکتر می شویم ((از این به بعد به خود قول میدهم پرکشیدن را ادامه دهم تا به عرش کبریا برسم)) نام ونام خانوادگی محمد امین تیزچنگ
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 9 دی 1389(38بازدید )برچسب:انشای, نماز, ] [ 18:41 ] [ محمد امین تیز چنگ ]
به نام خدایی که تکد آفریننده جهانیست که در آن زندگی رواج است ودرتین بلاگ ساخت یکی از بنده های گنه کار اوست خدایی که زمین وآسمان وهمه و سر تا سر هستی تک تک آفریده شده های بیکران بیکران ها بزرگترین بزرگ ها بخشاییند هبخشنده ها والا ترین قدرت قدرت ها و..در ثنای وصف ناپذیر او هستند . خدایا به هستی ما ذقسم تو والا ترینی تو تنها معبود ماهستی که پیامبرانی چون حضرت محمد (ص)را به سوی ما فرستادی تا ما را به راه مستقیم راه سعادت برسانند تو بودی که با وحی در روز غدیر خم نعمت وصف نا پذیر خود را بر ما تمام کردیو پیامبر آن موقع جانشین شجاع خود را انتخاب کرد و آن هم کسی نبود جز علی شیر خدا مرد خدا و.. علی (ع) مردی بود که همه هستی خود را درراه پیامبر گذراند . به راستی که نام علی عدالت است پس نتیجه می گیریم نام علی عدالت راه علی سعادت عشق علی شهادت ذکر علی عبادت وعید علی بر شما در تینی ها مبارک به امید دید ار شما
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 18 آذر 1389(37بازدید ), ] [ 15:2 ] [ محمد امین تیز چنگ ]
بچه ها براتون سوالآوردم تا درسخونتر بشید به نام خدا سوالات فصل j1 1_اتم چیست 2- نظریه تامسون درباره اتم را بنویسید 3- نظریه رادرفور درباره اتم را بنویسید 4- نظریه بور درباره اتم را بنویسید 5- نظریه چادویک درباره اتم را بنویسید 6- قسمت های مختلف یک اتم را نام ببریدپ 7- عدد اتمی چیست 8- عدد جرمی چیست 9- اگر عدد اتمی نیتروژن 7 و ععد جرمی آن 14 باشد تعداد نوترون های آن چقدر است 10- اگر عدد جرمی اکسیژن 18 و نوترون آن 10 باشد تعداد پروتون آن چقدر است 11- در جدوا تناوبی عناصر بر چه اساسی در کنار هم ثرار می گیرند 12- منظور از نماد شیمیایی چیست 13- ایزوتوپ یا هم مکان چیست 14- شباهت ایزوتوپ ها در چیست 15- تفاوت ایزوتوپ ها در چیست به نام خدا سوالات فصل2 1_فرمول شیمیایی چیست 2- در هر فرمول های زیر چند عنصر هر عنصر چند اتم دارد MnO2 H2O CH4 NH3 3- ترکیب مولکولی چیست با مثال 4- پیوند کووالانسی چیست 5- پلیمر چیست با مثال 6- یک کاربرد آمونیاک را بنویسید 7- یک کاربرد اتانول را بنویسید 8- یک کاربرداتیلن گلیکول را بنویسید 9- یون چیست 10- یون منفی چیست 11- یون مثبت چیست 12- پیوند یونی چیست 13- ترکیب یونی چیست با مثال 14-خصوصیات ترکیب یونی را بنویسد 15- یک تفاوت ترکیب یونی و مولکولی را بنویسید 16- الکترولیت چیست با مثال 17- غیر الکترولیت چیست با مثال 18 – خصوصیات اسید ها را بنویسید 19- چند اسید نام ببرید 20- خصوصیات بازها را بنویسید 21- چند باز نام ببرید 22- نمک چگونه به وجود می آید معادله نوشتاری آن را بنویسید چیستpH 23- سوالات فصل3 1- مطالعه تاریخچه زمین از روی چه چیز هایی مشخص می شود 2- دو ویژگی یا خصوصیت سنگ رسوبی را بنویسید 3- تفاوت لایه های زیرین و رویی سنگ های رسوبی در چیست 4- در مطالعه تاریخچه زمین کدام سنگ از بقیه بهتر است دلیل بیاورید 5- فسیل چیست 6- چه عواملی باعث می شود فسیل تشکیل نشود 7- چه قسمت هایی از بدن جانداران تبدیل به فسیل می شوند 8- مناسب ترین محیط برای فسیل شدن چه مناطقی است چند دلیل بیاورید 9- در چه قسمتی از دریا برای فسیل شدن مناسب است چرا 10- در چه قسمتی از خشکی فسیل تشکیل می شود 11- سوخت فسیلی چیست 12- کاربرد سوخت فسیلی را بنویسید 13- به کمک فسیل ها چه اطلاعاتی می توان به دست آورد 14- دو تفاوت فسیل لایه های رسوبی زیرین و بالایی را بنویسید 15- ترتیب پیدایش جانوران را به ترتیب بنویسید 16- ترتیب پیدایش گیاهان را به ترتیب بنویسید 17- یکی از مهم ترین کاریرد فسیل ها در باره جاناران را بنویسید 18- نظریه لامارک درباره تغییر جانداران را بنویسید 19- کدام دانشمند نظریه لامارک را رد کرد آزمایش او را به طور خلاصه بنویسید 20- نظریه داروین درباره تغییر جانداران را بنویسید 21- انتخاب طبیعی یعنی چه 22- فکر انتخاب طبیعی چگونه در ذهن داروین ریشه گرفت 23- در بین همه جانداران در دو چیز رقابت وجود دارد نام ببرید 24- نظریه جهش توسط کدام دانشمند مطرح شد 25- جهش را تعریف کنید 26- کروموزوم چیست چیستDNA 27- را بنویسید DNA 28- عوامل تغییر 29- عامل اصلی جهش چیست 30- عامل به وجود آورنده تغییرات در جانداران............................و گسترش دهنده آن ها در طبیعت..................است 31- از شباهت موجود بین جانداران به چه نتایجی می رسیم(3 مورد) سوالات فصل 4 1- قاره را تعریف کنید 2- نظریه وگنر درباره زمین را بنویسید 3- دلایل نظریه وگنر را بنویسید 4- زمین ساختار ورقه ای دارد این جمله یعنی چه 5- ورقه های زمین در کجا قرار دارند 6- سنگ کره چیست 7- نرم کره چیست 8- چرا سنگ ها در زیر سنگ کره حالت خمیر مانند دارند 9- عامل اصلی جابجایی ورقه های زمین چیست 10- عوامل حرکت ورقه های زمین را به طور خلاصه توضیح دهید 11- ورقه های زمین به سه شکل نسبت به هم جابجا می شوند نام ببرید 12- ورقه های زمین بیشتر در قسمت.......................از هم دور می شوند 13- هر ساله چند سانتی متر بر وسعت اقیانوس ها اضافه می شود چرا 14- رشته کوه میان اقیانوسی چیست 15- ورقه های نزدیک شونده به سه صورت دیده می شوند نام ببرید 16- نتایج برخوردورقه اقیانوسی با قاره ای چیست 17- نتایج برخوردو ورقه اقیانوسی چیست 18- جزایر قوسی را تعریف کنید 19- نتایج برخوردو ورقه قاره ای چیست 20- نتایج ورقه هایی که روی هم می لغزند چیست 21- کدام پدیده زمین شناسی در تمام حاشیه های ورقه های سازنده سنگ کره روی می دهد 22- هر چه تعداد زلزله کوچک در یک منطقه بیشتر باشد بهتر است چرا سوالات فصل5 1- منظومه شمسی را تعریف کنید 2- گاز های تشکیل دهنده منظومه شمسی را نام ببرید 3- عناصر سنگین تشکیل دهنده منظومه شمسی را نام ببرید 4- سیارات منظومه شمسی یه دو گروه بزرگ...............................و.........................تقسیم می شوند 5- سیارات داخلی از چه موادی ساخته شده اند 6- سیارات داخلی را نام ببرید 7- سیارات خارجی از چه موادی ساخته شده اند 8- سیارات خارجی را نام ببرید 9- کدام سیاره در تقسیم بندی جای ندارد 10- دو تفاوت سیاره داخلی و خارجی را بنویسید 11- بزرگترین سیاره داخلی..........................و کوچکترین آن.........................است 12- بزرگنرین سیاره منظومه شمسی........................نام دارد که از سیارات.........................می باشد 13- کوچکترین سیاره خارجی..........................نام دارد 14- عناصر تشکیل دهنده خورشسد را نام ببرید 15- دلیل این که نور خورشید (خانم) به اطراف پخش می شود چیست 16- لکه خورشیدی چیست 17- دوام لکه خورشیدی چیست 18- منشاء گرمای خورشید چیست 19- سیارک چیست 20- شهاب چیست 21- شهاب سنگ چیست 22- دنباله دار چیست 23- قمر چیست 24- دو سیاره نام ببرید که قمر ندارند 25- چه عواملی بر مقدار نور ستاره تاثیر دارد 26- اگر ستاره ای پر نورتر از ستاره دیگر باشد معنایش چیست 27- مقدار دمای سطحی ستاره را چگونه تعیین می کنند 28- رنگ های ستاره به چه صورت هایی دیده می شوند 29- از کجا به وجود ترکیب ستاره پی می بریم 30- طیف نگار چیست 31- فاصله ستاره را از زمین را به وسیله ی.........................و......................... می توان مشخص کرد 32- صورت فلکی چیست 33- کهکشان چیست سوالات فصل 6 1- انرژی چیست 2- نیرو چیست 3- نیروی مقاوم چیست 4- نیروی محرک چیست 5- کار چیست 6- سه شرط بزای انجام کار را بنویسید 7- اگر ماهواره ای با سرعت ثابت در فضا حکت کند کار انجتم می دهد دلیل بیاورید 8- اگر شخصی جعبه ای را در دست بگیرد و حرکت کند چند نیرو بر جسم وارد شده و کدام کار انجام می دهد 9- مقدار کار انجام شده به چه عواملی بستگی دارد 10- یکای اندازه گیری جرم...................و نیرو....................و وزن.....................و مسافت(جابجایی)..................و زمان...............و کار...........................و انرژی..........................است 11- رابطه بین جرم و وزن را بنویسید 12- جسم 200 گرمی در سطح زمین چقدر وزن دارد 13- شخص 50 کیلوگرمی در سطح زمین چقدر وزن دارد 14- فرمول کار را بنویسید 15- شخصی به وزن 600 نیوتون از ارتفاع 20 متری بالا می رود چقدر کار انجام می دهد(با فرمول و راه حل) 16- شخصی به جرم 73 کیلو گرم جعبه ای به وزن120 نیوتون را 5 متر جابجا می کند کار انجام شده به وسیله ی این شخص چقدر است (با فرمول و راه حل) 17- هر گاه کار انجام می شود دو حالت برای انرژی پیش می آید آن دو حالت کدامند 18- چه رابطه ای بین کار و انرژی وجود دارد 19- از یکسان بودن کار و انرژی چه نتیجه ای می گیریم 20- وقتی جسمی به طرف بالا می رود انرژی....................به...................تبدیل می شود 21- وقتی جسمی به طرف پایین می رود انرژی....................به...................تبدیل می شود 22- وقتی جسمی به طورافقی کشیده می شود انرژی....................به...................تبدیل می شود 23- توان را تعریف کنید 24- یکای توان و فرمول های توان را بنویسید 25- اگر 5350 ژول کار در مدت 50 ثانیه انجام شود توان آن چقدر است 26- ماشینی در مدت 10 ثانیه جسم 250 نیوتونی را 4 متر بالا می برد توان این ماشین چقدر است 27- اگر ماشینی جسمی را با نیروی 4000 نیوتون در مدت 5/1 دقیقه 180 متر جابجا کند توان چقدر است 28-ماشین چیست 29- آیا ماشین باعث می شود ما کار کمتری انجام دهیم 30- ماشین ها به چند طریق یه ما کمک می کنند نام ببرید 31- اصل کار چیست 32- بازده را تعریف کنید 33- کار مفید چیست 34- کار غیر مفید چیست 35- کل کار چیست 36- فرمول بازده را بنویسید 37- کار مفید ماشین 240 ژ ول و بازده آن 40% است کل کار و کار غیر مفید چقدر است 38- اگر کل کار 2000 ماشینی ژول و کار مفید 800 ژول باشد بازده چقدر است 39- انواع ماشین ها را نام ببرید 40- چند ماشین ساده را نام ببرید 41- اهرم چیست 42- انواع اهرم را نام ببرید 43- اهرم نوع اول چیست با مثال و رسم شکل 44- اهرم نوع دوم چیست چگونه به ما کمک می کند با مثال و رسم شکل 45- اهرم نوع سوم چیست چگونه به ما کمک می کند با مثال و رسم شکل 46- قسمت های مختلف یک اهرم را نام ببرید 47- بازوی مقاوم چیست 48- بازوی محرک چیست 49 مزیت مکانیکی چیست 50- فرمول های مزیت مکانیکی را بنویسید 51- ماشینی که 5000 نیوتون وزن دارد با استفاده از جک با نیروی 100 نیوتون لز زمین بلند می شود مزیت مکانیکی آن چقدر است 52- طول یک چرخ دستی 2 متر و فاصله بار تا چرخ 80 سانتی متر است مزیت مکانیکی چقدر است 53- در هنگام استفاده از جارو فاصله دو دست 18 سانتی متر و طول جارو 180 سانتی متر است مزیت مکانیکی چقدر است(با فرمول و راه حل) 54- قرقره چیست انواع آن را بنویسید 55- قرقره ثابت چیست چگونه به ما کمک می کند با رسم شکل 56- قرقره متحرک چیست چگونه به ما کمک می کند با رسم شکل 57- چرخ و محور چیست 58 - سطح شیبدار چیست و چگونه به ما کمک می کند با رسم شکل 59- در یک سطح شیبدار مزست مکانیکی 3 و نیروی مقاوم 1500 نیوتون است نیروی محرک چقدر است 60- اگر در یک شطح شیبدار با نیروی محرک 100 نیوتون بر مقاومت 400 نیوتون غلبه کنیم مزیت مکانیکی چقدر است 61- گوه چیست و چگونه به ما کمک می کند 62- پیچ چیست و چگونه به ما کمک می کند 63- چرا جاده های کوهستانی را مارپیچ می سازند 64- مته چیست سوالات فصل 7 1- فشار را تعریف کنید 2- فشار در چه موادی صورت می گیرد 3- فشار در جامدات به چه عواملی بستگی دارد 4- سطح چه اثری بر فشار دارد 5- چرا لبه تیز چاقو گوشت را به راحتی می برد ولی لبه پهن آن نمی برد 6- چرا میخ از سر تیزش در چوب فرو می رود ولی از سر پهنش فرو نمی رود 7- یکای اندازه گیری فشار را بنویسید 8- فرمول فشار را بنویسید 9- علی هنگامی که ایستاده است 15000 پایکال فشار به زمین وارد می کند اگر وزن او 600 نیوتون باشد مساحت کف کفش های او چقدر است 10- چوب مکعبی شکل به وزن 360 نیوتون با سطح 9 متر مربع روی زمین قرار دارد فشار را حساب کنید 11- فشار در مایعات به چه عواملی بستگی دارد 12- تفاوت فشار در مایعات و جامدات را بنویسید 13- ترمز اتوموبیل با استفاده از کدام خاصیت انجام می شود نوضیح دهید 14- جک روغنی با استفاده از کدام خاصیت انجام می شود 15- به چه دلیل هوا بر همه اجسام زمین فشار می آورد 16- نوشیدن مایعات به وسیله نی چگونه بر اساس چه خاصیتی انجام می شود 17- فشار هوا از کدام طرف بر اجسام روی زمین انجام می شود 18- هر چه از سطح زمین بالتر رویم فشار هوا جه تغییری می کند 19- چگونه می توان در ایستگاه فضایی آی نوشید چرا 20- وقتی در محیط در بسته مقداری گاز وارد کنیم چه می شود 21- عامل ایجاد فشار یک گاز بر دیواره آن چیست 22- هر چه گاز بیشتری به ظرف در بسته وارد کنیم هشار گاز بیشتر می شود چرا 23- اگر توپ را بیش از حد باد کنیم می ترکد چرا 24- عامل فشار در کپسول یا لاستیک ماشین چیست 25- اگر دمای یک گاز در یک ظرف در بسته بیشتر شود چه می شود 26- در ایستگاه فضایی چه غذایی می خورند 27- در ایستگاه فضایی چگونه غذا می خورند و به چه دلیل سوالات فصل 8 1- دو بار الکتریکی را نام ببرید 2- دو قاعده بار های الکتریکی را بنویسید 3- برق نما یا الکتروسکوپ چیست 4- برق نما از چه وسایلی دریت شده است 5- چرا در برق نما تیغه های پایین رابه شکل لولا می سازند 6- منظور از بار الکتریکی منفی چیست 7- منظور از بار الکتریکی مثبت چیست 8- باردار شدن اتم چگونه صورت می گیرد 9- چرا پروتون به راحتی از هسته جدا نمی شود 10- القاء بار الکتریکی یعنی چه 11- اجسام غیر فلزی چگونه باردار می شوند 12-جرقه الکتریک را تعریف کنید 13- تخلیه الکتریکی یعنی چه 14- آذرخش یا صاعقه چیست 15- برق گیر چیست واز چه قسمت هایی درست شده است سوالات فصل 9 1- در تخلیه الکتریکی چه روی می دهد 2- قسمت های مختلف یک سیم برق را نام ببرید 3- رسانا چیست با مثال 4- عایق یا نارسانا چیست با مثال 5- چرا روکش سیم برق از پلاستیک است 6- الکترون آزاد چیست 7- وظیفه الکترون آزاد چیست 8- چرا اجسام رسانا برق را از خود عبور می دهند و دارای بار الکتریکی نمی شوند 9- چرا اجسام نارسانا برق را از خود عبور نمی دهند و دارای بار الکتریکی می شوند 10- مدار چیست 11- قسمت های مختلف یک مدار را نام ببرید 12- قسمت های مختلف یک باطری یا قوه معمولی را نام ببرید 13- باتری ماشین از چه قسمت هایی تشکیل شده است 14- الکترولیت چیست و از چه جنسی است 15- مولد چریان الکتریکی چیست 16- ولتاژ یا اختلاف پتانسیل الکتریکی چیست 17- یکای اندازه گیری ولتاژ........................و وسیله اندازه گیری آن.....................است 18- ولتاژ باطری معمولی..................... ولت و باطری ماشین....................و باطری کامیون.................ولت است 19- عامل ایجاد جریان الکتریکی در مدار........................... است 20- ولتاژ با جریان الکتریکی چه رابطه ای دارد 21- منظور از شدت جریان الکتریکی چیست 22- یکای اندازه گیری شدت جریان الکتریکی....................و وسیله اندازه گیری آن..................است 23- آمپرسنج همیشه در مدار به صورت......................قرار می گیرد 24- وقتی جریان الکتریکی از سیم می گذرد چخ تبدیل انرزی روی می دهد 25- وقنی دو سر یک رسانا را به مولد وصل می کنیم چه روی می دهد علت چیست 26- مقاومت الکتریکی چیست 27- یکای اندازه گیری مقاومت الکتریکی........................و وسیله اندازه گیری آن.....................است 28- مقاومت الکتریکی با شدت جریان چه رابطه ای دارد 29- رابطه بین ولتاژ آمپراژ و مقاومت الکتریکی را بنویسید 30- اگر مقاومت الکتریکی 20 اهم و ولتاژ 60 ولت باشد شدن جریان الکتریکی چقدر است(با فرمول و راه حل) 31- در یک مدار 115 ولتی شدت جریان 5/11 آمپر می گذرد مقاومت الکتریکی چقدر است 32- اگر مقاومت الکتریکی 250 اهم و شدت جریان 3 آمپر بگذرد ولتاژ چقدر است 33- دما چه رابطه ای با مقاومت الکتریکی دارد 34- چند کاربرد آهن ربا را بنویسید 35- سنگ مغناطیسی آهن چیست 36- منظور از قطب آهن ربا چیست 37- قطب های آهن ربا را نام ببرید 38- دو قاعده قطب های آهن ربا را نلم ببرید 39- آهن ربا به سه روش ساخته می شود نام ببرید 40- چگونه می توان به روش مالش آهن ربا ساخت 41- مالش آهن ربا چگونه صورت می گیرد 42- منظور از القاء مغناطیسی چیست 43- منظور از القاء مغناطیسی چیست با رسم شکل ساده آن را نشان دهید 44- آهن ربای الکتریکی چیست 45- میدان مغناطیسی چیست 46- زنگ اخبار از چه وسایلی ساخته شده است 47- زنگ اخبار چگونه کار می کند
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 20 آبان 1389(674بازدید )برچسب:سوم, راهنمایی, ] [ 14:11 ] [ محمد امین تیز چنگ ]
سپاس یاد هزاران بار سپاس باد هزارن درود بر شما باد که این وبلاگ را مرجع خود قرار داده اید درتین بلاگ امید وار است الگوی شما نیز باشد امید واریم امید وار از حضور سبز شمادر فصل زردمتشکریم الگوی اسلامی را در درتین بلاگ بیاموزید امید واریم حضور لارستانی ها نیز در صحنهی اقتدار این گونه باشد خبر خوش وبلاگ جدید درتین بلاگ ساخته شدبانامdortin2.loxblog.com همه ذباهم برای ساخت درتینی دیگر
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 22 مهر 1389(61بازدید ), ] [ 17:15 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

مروری بر تازه‌ترین ساخته‌ی سینمایی کوئنتین تارانتینو

ح‌ر‌‌ا‌م‌زاده‌های لعنتی، نویسنده و کارگردان: کوئنتین تارانتینو، محصول 2009. 

 

کوئنتین تارانتینو فیلم‌سازی برجسته است. فیلم‌های کم خرجی می‌سازد، که اولاً متفاوت است، متفاوت در قالب پیش‌رو، دوماً فیلم‌هایش جذاب است، این باعث می‌شود که خوب هم فروش کند، سوماً پست مدرن است. فیلم‌های غیر خطی می‌سازد. از موسیقی‌های نامتعارف برای بعضی صحنه‌ها استفاده می‌کند – به یاد بیاورید موسیقی نبرد در برف و سامورائیِ فیلم «بیل را بکش (جلد اول)» را، که یک نوای گیتار اسپانیانی برای رقص بود! – علاوه بر این‌ها فیلم‌نامه‌نویس خوبی هم هست. تا الان تنها اسکاری که برده، برای نوشتن فیلم‌نامه‌ی فیلم «داستان عامه پسند» بوده. فیلم هم بازی می‌کند. در «سگ‌های انباری»، «قصه‌های عامه پسند»، «از گرگ و میش تا سحر» و چهار فیلم دیگر به ایفای نقش پرداخته. بازیگر مورد علاقه‌اش اما تورمن است. زنی که در دو فیلم بزرگ‌اش («داستان عامه پسند» و «بیل را بکش») حضور داشته. فیلم مورد علاقه‌اش «خوب، بد، زشت» است، و کارگردان مورد علاقه‌اش غولی ست به نام: مارتین اسکورسیزی. جایی گفته: «من جوری فیلم می‌سازم که اگر روزی پسربچه‌ای یکی از فیلم‌هایم را از روی اتفاق دید و خوش‌اش آمد، مشتاق شود و برود بقیه‌ی فیلم‌هایم را هم ببیند. و از همه‌ی فیلم‌های دیگرم به اندازه‌ی اولی لذت ببرد.» (نقل به مضمون) شاید به همین دلیل است که تعداد فیلم‌هایی که ساخته کمتر از تعداد انگشتان دو دست است.

همه‌ی این‌ها را گفتم، تا به جدیدترین فیلم او برسیم: «ح‌ر‌ا‌م‌زاده‌های لعنتی»، یا «ح‌ر‌ا‌م‌زاده‌های بی‌شرف»، یا «لعنتی‌های بی‌آبرو». در 20 مه 2009 منتشر شد. در کن به نمایش درآمد. کریستوف والس (با بازی درخشان‌اش) جایزه‌ی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از کن 2009 برد. در اسکار هم کریستوف والس درخشید. او دوباره بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. او حتا در گلدن گلوب هم بهترین بازیگر نقش دوم مرد شد، و جایزه برد.

تارانتینو یکی از سه کارگردانی ست که دیدن چند باره‌ی فیلم‌هاشان مرا خسته نمی‌کند. (راجع به آن دو‌تای دیگر به موقع بحث می‌کنیم.) فیلم تازه‌ی او نظر منتقدین را به خود جلب کرد، اما نظر من را به عنوان یکی از ستایش‌کننده‌گان‌اش تا آن‌جا که لازم بود، نه! حالا عرض می‌کنم چرا.

 فیلم در زمان اشغال فرانسه توسط نازی‌ها می‌گذرد. در پنج فصل روایت می‌شود و ساموئل ال. جکسون اختصاصاً نقش راوی را بازی می‌کند. پایان فیلم این طوری ست: هیتلر می‌میرد و جنگ تمام می‌شود! ها ها ها! هورا برای این ایده‌ی خوب. واقعاً. اما همین ایده، یا به صورت گسترش یافته، همین قصه‌ی فیلم، اِشکالاتی هم دارد. در فصل اول (شروع فیلم)، نمای زیبایی می‌بینیم از خانه‌ای روستایی در فرانسه. کلنل Standartenführer (تلفظ‌اش پای خودتان!) با سربازان‌اش سری می‌زند به این خانه. کلنل مختصص پیدا کردن آدم‌ها ست. خواه یهودی‌ها، یا پارتیزان‌های فراری. خودش می‌گوید فکر آدم‌ها را می‌خواند و از یک موش به اندازه‌ی یک سنجاب خوش‌اش می‌آید. به او لقب «شکارچی یهودیان» داده‌اند. حالا دنبال چند‌تا یهودی می‌گردد. یهدوی‌های مورد نظر در کف همین خانه مخفی شده‌اند. کلنل متوجه می‌شود و دستور می‌دهد کف خانه را به رگبار ببندند. همه می‌میرند، الا دختری به‌نام: شوشانا. در کنار همه‌ی این اتفاقات، گروهی به‌نام: «ح‌ر‌ا‌م‌زاده‌ها» با خشن‌ترین روش‌ها علیه نازی‌ها فعالیت می‌کنند. مدتی می‌گذرد و شوشانا در پاریس صاحب یک سینما می‌شود. تصمیم گرفته می‌شود که یک فیلم نازی، ساخته‌ی یکی از مقامات بلند‌ پایه‌ی آلمان، برای اولین بار در سینمای شوشانا روی پرده برود. کلنل هم مسئول برقراری امنیت مراسم می‌شود. شوشانا کلنل را می‌شناسد و تصمیم می‌گیرد در جریان نمایش فیلم با به آتش کشیدن سینما، همه را بکُشد. گروه «ح‌ر‌ا‌م‌زاده‌ها» هم تحت عملیاتی به‌نام: «کینو» قصد منفجر کردن سینما را دارد. به‌خصوص وقتی متوجه می‌شوند که شخص آدولف هیتلر برای نمایش فیلم به سینما خواهد آمد.

هیتلر در فیلم کاملاً نشان داده می‌شود و جلوی دوربین قرار می‌گیرد. اول اینکه، گریم هیتلر چندان گریم خوبی نیست. دوم، من شخصاً از کارگردان پست مدرنی مثل تارانتینو انتظار داشتم که هیتلر را مثل معمول، و در لایه‌هایی از کلیشه به ببیننده نشان نمی‌داد. هیتلر در فیلم تصویری کلیشه‌ای از یک دیکتاتور است. همه چیزش قابل پیش‌بینی ست. خنده‌های عصبی دارد و مشخصات تیپیک یک دیکتاتور. حتا در صحنه‌ای، در پشت سر هیتلر، فردی نشان داده می‌شود که در حال کشیدن تصویر پیشوا بر دیوار است. این اتفاقی ست که مثلاً در زمان شاه عباس صفوی هم رخ می‌داده. حالا آیا جایش در فیلمی از تارانتینو هم هست؟ اما نکته‌ی دیگر، برای حضور پُر خطر هیتلر در سینما آن‌قدر توجیه مسلمی ارائه داده نمی‌شود. هیتلر می‌آید تا روحیه‌ی افرادش را در جنگ بالا ببرد. آن‌هم در زمانی که اوضاع جنگ چندان برای آلمان‌ها خوب پیش نمی‌رود. همه چیز‌هایی راجع به هیتلر شنیده‌ایم. او شاید سخت‌کوش‌ترین رهبر یک کشور بود. کم می‌خوابید، و بیداری‌اش را هدر نمی‌داد. بدون شک من او را یک نابغه می‌دانم. (به‌خاطر ایده‌هایش. فقط به قول یکی از دوستان، ای کاش او مثلاً یک نقاش می‌شد، نه رهبر حزب نازیسم.) حالا چنین فرد پُر کاری، در اواسط جنگ، آیا اصلاً وقت دارد به فرانسه بیاید و به تماشای فیلم بنشیند؟ با توجه به شخصیت هیتلر، خیلی اما‌های دیگری هم پیش می‌آید. هم‌چنین سینمای شوشانا آن‌قدر مجلل نیست که مناسب حضور پیشوا باشد. ضمن اینکه، صحنه‌ی کشته شدن شوشانا زیادی عامه پسند بود. این‌ها مورادی هستند که قصه‌ی فیلم را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

فیلم اما مثل همه‌ی فیلم‌های تارانتینو بسیار جذاب است. ریتم تندی دارد، و طنز. به هیچ‌وجه فیلم بدی نیست. فقط من از تارانتینو به عنوان یک پست مدرن برجسته، انتظار بیشتری داشتم. اما بروید فیلم را ببینید و از بازی کریستوف والس لذت ببرید.

«آن‌قدر خوش‌شانس بوده‌ام که برای پولِ استخرم فیلم نسازم.» (کوئنتین جروم تارانتینو.) 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 3 تير 1389(78بازدید ), ] [ 12:46 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

مروری بر تازه‌ترین ساخته‌ی سینمایی کوئنتین تارانتینو

ح‌ر‌‌ا‌م‌زاده‌های لعنتی، نویسنده و کارگردان: کوئنتین تارانتینو، محصول 2009. 

 

کوئنتین تارانتینو فیلم‌سازی برجسته است. فیلم‌های کم خرجی می‌سازد، که اولاً متفاوت است، متفاوت در قالب پیش‌رو، دوماً فیلم‌هایش جذاب است، این باعث می‌شود که خوب هم فروش کند، سوماً پست مدرن است. فیلم‌های غیر خطی می‌سازد. از موسیقی‌های نامتعارف برای بعضی صحنه‌ها استفاده می‌کند – به یاد بیاورید موسیقی نبرد در برف و سامورائیِ فیلم «بیل را بکش (جلد اول)» را، که یک نوای گیتار اسپانیانی برای رقص بود! – علاوه بر این‌ها فیلم‌نامه‌نویس خوبی هم هست. تا الان تنها اسکاری که برده، برای نوشتن فیلم‌نامه‌ی فیلم «داستان عامه پسند» بوده. فیلم هم بازی می‌کند. در «سگ‌های انباری»، «قصه‌های عامه پسند»، «از گرگ و میش تا سحر» و چهار فیلم دیگر به ایفای نقش پرداخته. بازیگر مورد علاقه‌اش اما تورمن است. زنی که در دو فیلم بزرگ‌اش («داستان عامه پسند» و «بیل را بکش») حضور داشته. فیلم مورد علاقه‌اش «خوب، بد، زشت» است، و کارگردان مورد علاقه‌اش غولی ست به نام: مارتین اسکورسیزی. جایی گفته: «من جوری فیلم می‌سازم که اگر روزی پسربچه‌ای یکی از فیلم‌هایم را از روی اتفاق دید و خوش‌اش آمد، مشتاق شود و برود بقیه‌ی فیلم‌هایم را هم ببیند. و از همه‌ی فیلم‌های دیگرم به اندازه‌ی اولی لذت ببرد.» (نقل به مضمون) شاید به همین دلیل است که تعداد فیلم‌هایی که ساخته کمتر از تعداد انگشتان دو دست است.

همه‌ی این‌ها را گفتم، تا به جدیدترین فیلم او برسیم: «ح‌ر‌ا‌م‌زاده‌های لعنتی»، یا «ح‌ر‌ا‌م‌زاده‌های بی‌شرف»، یا «لعنتی‌های بی‌آبرو». در 20 مه 2009 منتشر شد. در کن به نمایش درآمد. کریستوف والس (با بازی درخشان‌اش) جایزه‌ی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از کن 2009 برد. در اسکار هم کریستوف والس درخشید. او دوباره بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. او حتا در گلدن گلوب هم بهترین بازیگر نقش دوم مرد شد، و جایزه برد.

تارانتینو یکی از سه کارگردانی ست که دیدن چند باره‌ی فیلم‌هاشان مرا خسته نمی‌کند. (راجع به آن دو‌تای دیگر به موقع بحث می‌کنیم.) فیلم تازه‌ی او نظر منتقدین را به خود جلب کرد، اما نظر من را به عنوان یکی از ستایش‌کننده‌گان‌اش تا آن‌جا که لازم بود، نه! حالا عرض می‌کنم چرا.

 فیلم در زمان اشغال فرانسه توسط نازی‌ها می‌گذرد. در پنج فصل روایت می‌شود و ساموئل ال. جکسون اختصاصاً نقش راوی را بازی می‌کند. پایان فیلم این طوری ست: هیتلر می‌میرد و جنگ تمام می‌شود! ها ها ها! هورا برای این ایده‌ی خوب. واقعاً. اما همین ایده، یا به صورت گسترش یافته، همین قصه‌ی فیلم، اِشکالاتی هم دارد. در فصل اول (شروع فیلم)، نمای زیبایی می‌بینیم از خانه‌ای روستایی در فرانسه. کلنل Standartenführer (تلفظ‌اش پای خودتان!) با سربازان‌اش سری می‌زند به این خانه. کلنل مختصص پیدا کردن آدم‌ها ست. خواه یهودی‌ها، یا پارتیزان‌های فراری. خودش می‌گوید فکر آدم‌ها را می‌خواند و از یک موش به اندازه‌ی یک سنجاب خوش‌اش می‌آید. به او لقب «شکارچی یهودیان» داده‌اند. حالا دنبال چند‌تا یهودی می‌گردد. یهدوی‌های مورد نظر در کف همین خانه مخفی شده‌اند. کلنل متوجه می‌شود و دستور می‌دهد کف خانه را به رگبار ببندند. همه می‌میرند، الا دختری به‌نام: شوشانا. در کنار همه‌ی این اتفاقات، گروهی به‌نام: «ح‌ر‌ا‌م‌زاده‌ها» با خشن‌ترین روش‌ها علیه نازی‌ها فعالیت می‌کنند. مدتی می‌گذرد و شوشانا در پاریس صاحب یک سینما می‌شود. تصمیم گرفته می‌شود که یک فیلم نازی، ساخته‌ی یکی از مقامات بلند‌ پایه‌ی آلمان، برای اولین بار در سینمای شوشانا روی پرده برود. کلنل هم مسئول برقراری امنیت مراسم می‌شود. شوشانا کلنل را می‌شناسد و تصمیم می‌گیرد در جریان نمایش فیلم با به آتش کشیدن سینما، همه را بکُشد. گروه «ح‌ر‌ا‌م‌زاده‌ها» هم تحت عملیاتی به‌نام: «کینو» قصد منفجر کردن سینما را دارد. به‌خصوص وقتی متوجه می‌شوند که شخص آدولف هیتلر برای نمایش فیلم به سینما خواهد آمد.

هیتلر در فیلم کاملاً نشان داده می‌شود و جلوی دوربین قرار می‌گیرد. اول اینکه، گریم هیتلر چندان گریم خوبی نیست. دوم، من شخصاً از کارگردان پست مدرنی مثل تارانتینو انتظار داشتم که هیتلر را مثل معمول، و در لایه‌هایی از کلیشه به ببیننده نشان نمی‌داد. هیتلر در فیلم تصویری کلیشه‌ای از یک دیکتاتور است. همه چیزش قابل پیش‌بینی ست. خنده‌های عصبی دارد و مشخصات تیپیک یک دیکتاتور. حتا در صحنه‌ای، در پشت سر هیتلر، فردی نشان داده می‌شود که در حال کشیدن تصویر پیشوا بر دیوار است. این اتفاقی ست که مثلاً در زمان شاه عباس صفوی هم رخ می‌داده. حالا آیا جایش در فیلمی از تارانتینو هم هست؟ اما نکته‌ی دیگر، برای حضور پُر خطر هیتلر در سینما آن‌قدر توجیه مسلمی ارائه داده نمی‌شود. هیتلر می‌آید تا روحیه‌ی افرادش را در جنگ بالا ببرد. آن‌هم در زمانی که اوضاع جنگ چندان برای آلمان‌ها خوب پیش نمی‌رود. همه چیز‌هایی راجع به هیتلر شنیده‌ایم. او شاید سخت‌کوش‌ترین رهبر یک کشور بود. کم می‌خوابید، و بیداری‌اش را هدر نمی‌داد. بدون شک من او را یک نابغه می‌دانم. (به‌خاطر ایده‌هایش. فقط به قول یکی از دوستان، ای کاش او مثلاً یک نقاش می‌شد، نه رهبر حزب نازیسم.) حالا چنین فرد پُر کاری، در اواسط جنگ، آیا اصلاً وقت دارد به فرانسه بیاید و به تماشای فیلم بنشیند؟ با توجه به شخصیت هیتلر، خیلی اما‌های دیگری هم پیش می‌آید. هم‌چنین سینمای شوشانا آن‌قدر مجلل نیست که مناسب حضور پیشوا باشد. ضمن اینکه، صحنه‌ی کشته شدن شوشانا زیادی عامه پسند بود. این‌ها مورادی هستند که قصه‌ی فیلم را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

فیلم اما مثل همه‌ی فیلم‌های تارانتینو بسیار جذاب است. ریتم تندی دارد، و طنز. به هیچ‌وجه فیلم بدی نیست. فقط من از تارانتینو به عنوان یک پست مدرن برجسته، انتظار بیشتری داشتم. اما بروید فیلم را ببینید و از بازی کریستوف والس لذت ببرید.

«آن‌قدر خوش‌شانس بوده‌ام که برای پولِ استخرم فیلم نسازم.» (کوئنتین جروم تارانتینو.) 

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 3 تير 1389(81بازدید ), ] [ 12:46 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

روز‌ها توی خانه نشسته‌ام، درس می‌خوانم و کتاب‌ام را می‌نویسم. دور روز دیگر آخرین امتحان میان‌ترم است و بعد هم فرجه تا شروع پایان‌ترم‌ها. کمر درد دارم. به هر کی می‌گویم فقط می‌خندد. داشتن دردی میان ستون فقرات خنده‌دار است؟ به لطف رنج‌هایم روزی یک شعر می‌نویسم. من این‌گونه شاعر شدم؟ من فقط می‌خواستم داستان‌نویس شوم. بعد هم نمایش‌نامه‌نویس. مجموعه داستان‌هام کامل نیست. نمایش‌نامه هم که فعلاً خیلی زود است. اما من تا همین‌جا دو مجموعه شعر دارم. اوایل امسال دومین شعر بلندم را نوشتم. یک شعر چهل صفحه‌ای. فرمت‌ام را پیدا کرده‌ام. از شعر‌هایم خیلی راضی‌ترم تا داستان. داستان روندش کند شده. شعر اما در من رشد کرده. نتیجه‌اش سالی صد صفحه شعر است. صبح‌ها از زور دل‌تنگی بیدار می‌شوم. مثل وقتی که خیلی تشنه هستی و یک‌باره از خواب می‌پری. اما این‌بار چشم باز می‌کنی می‌بینی حوصله‌ی هیچ کاری نداری. غذایم کم شده. دیگر وزن‌ام زیاد نمی‌شود. روی پنجاه و سه مانده. دوش می‌گیرم و موهایم را با ضد شوره می‌شورم. خسته‌ام کرده‌اند. چقدر احمق‌ام که کوتاه‌شان نمی‌کنم. شعر‌هایم را با کامپیوتر تایپ می‌کنم و وبلاگ می‌خوانم و فیلم‌های کیشلوفسکی را می‌بینم و در همه‌ی این حالات به کاناپه لم داده‌ام و درد کمر را تحمل می‌کنم. و قبل از آن درد دل‌تنگی. نجف دریابندری توی بیمارستان است. این روز‌ها ترجمه‌هایش از فاکنر را می‌خوانم. عالی ست. ادبیات امریکا همیشه عالی ست. شب‌ها دو ساعت وقت دارم بخوانم. ترکیب فاکنر با قهوه خیلی لذت بخش است. لم می‌دهم به کاناپه و درد کمر را تحمل می‌کنم. قبل از آن درد دل‌تنگی را.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 3 تير 1389(73بازدید ), ] [ 12:46 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

توضیح: خیلی وقت بود در وبلاگ داستان نگذاشته بودم. (بنا به دلایلی.) حالا شاید خوانش این داستان خالی از لطف نباشد. حجم‌اش هم خدا را شکر زیاد نیست. (مخصوص زنده‌گی شتاب‌زده‌ی امروز.) و اما داستان:   

 

هیچ‌ فکرش را نمی‌کردم که قضیه این‌قدر جدی شود. اوایل به سختی حس می‌شد. یعنی که همیشه نبود. گاهی بود و گاهی هم نه. اهمیتی نمی‌دادم که منشاء‌اش کجاست. اما چند روز که گذشت قضیه واقعاً جدی شد. همه‌ی روز اطراف‌ام می‌پلکید و احساس‌اش می‌کردم. کم‌کم کار به جایی رسید که روز‌ها با من قدم می‌زد و شب‌ها نمی‌گذاشت بخواب‌ام. خیلی راحت از منفذ‌های بدن‌ام داخل می‌شد و خودش را به قلب‌ام می‌رساند. به سرم می‌زد. دیوانه می‌شدم و نعره‌زنان به سینه‌ام چنگ می‌کشیدم. حسابی گیج شده بودم. یک جور بوی مشمئز کننده بود. آدم را تا سر‌حدِ جنون از دنیا بیزار می‌کرد.

اوایل در این فکر بودم که نکند کُپه‌ای زباله‌ی فراموش شده در خانه دارم. یا مثلاً مردار یک حیوان. اما حضورش محدود به خانه نمی‌شد و همه جا با من بود. نگرانی‌ام اوج گرفت چون تنها من بودم که حس‌اش می‌کردم. از دوستان‌ام که در موردش پرسیدم، با خنده گفتند، نکند بوی دهان‌ات است. دکتر‌ها هم جمله‌ی معمول‌شان را تکرار کردند: همه‌چیز طبیعی است. مدتی بعد مطمئن شدم که دست نیرو‌های ماوراء الطبیعه در کار است. به جادو و جادو‌گری ایمان آوردم و به هر چیزی چنگ زدم. نتیجه اینکه کارم را از دست دادم و وزن‌ام نصف شد. خیلی هم کم می‌خوابیدم. فقط زیاد سیگار می‌کشیدم. دودش را با شدت از مخرج‌های بینی بیرون می‌دادم. همه‌اش هم بی‌فایده. تکان تکان خوردن‌اش را درون خودم حس می‌کردم. عین خرگوشی بازیگوش بود، که به اندازه‌ی یک موش فاضلاب چندش‌آور است. اوضاع که این‌طوری پیش رفت، باورم شد که از دست‌اش خلاصی ندارم. به خودم گفتم، این لعنتی، این بو، درونی شده، و دیگر تمام. پذیرفتم که کاری از دست‌ام ساخته نیست.

یک روز بی‌حرکت نشسته بودم روی مبل. نه صدایی بود و نه هیچ جنبشی. به اوضاع خودم فکر می‌کردم و اینکه هوای بیرون چقدر می‌تواند خوب باشد. از پنجره درخت‌های شاداب و آفتاب گرم را می‌دیدم. ولی حتا قدرت نداشتم تا پای پنجره بروم. فقط به نابودی فکر می‌کردم و بهترین منظره‌ی تمام عمرم را می‌دیدم. کنار پنجره یک آیینه‌ی قدی بود. تکه استخوانی که از خودم باقی مانده بود را دید می‌زدم. آفتاب پخش شده بود روی برگ‌های سبز. یک نسیم خنک بهاری هم می‌وزید. حس‌اش نمی‌کردم، اما صدای‌اش را می‌شنیدم. از گرسنه‌گی تقریباً فلج شده بودم. به خدا فکر می‌کردم و اینکه هیچ ‌وقت به‌اش ایمان نداشته‌ام. این چیزی‌ست که همه در آن وضعیت فکر می‌کنند. آن‌وقت بو خودش همه چیز را به‌ام گفت. در فاصله‌ی یک پلک زدن، همه چیز را به من گفت. در آیینه‌ی روبرو، خودم را می‌دیدم که جسدی تجزیه شده بودم. در نهایت، گردن‌ام از روی مبل به عقب سُرید. پلک‌هایم روی هم افتادند و دیگر هیچ چیز نفهمیدم.  

 

19/8/88

بندر بوشهر


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 3 تير 1389(56بازدید ), ] [ 12:46 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

مالون می‌میرد، نوشته‌ی ساموئل بکت.

 

«مالون می‌میرد» یکی از پنج رمان بکت است. مولفه‌های آشنای سایر آثار بکت را دارا ست: طنز و بدبینی به وضعیت انسانِ امروز. مالون که مردی از کار افتاده است، در واقع در حال نوشتن داستان مرگ خود است. او به مرگ‌اش اعتقاد دارد. «بالاخره علی‌رغمِ همه‌چیز، به زودی، بی‌سر و صدا می‌میرم.» (اولین جمله‌ی کتاب*) به هیچ چیزش امیدی نیست. قطعیتی در وضعیت‌اش پیدا نمی‌شود. معلوم نیست روی تخت یک تیمارستان - بیمارستان است یا هر جای دیگر شبیه به این. او دیوانه است؟ گمان نکنم. اختلال حواس چندانی هم ندارد. گاهی حتا مردی سرحال است. چرا که می‌نویسد. داستان کسانی را می‌نویسد که موقعیت‌شان به موقعیت خودِ مالون هر لحظه نزدیک‌تر و شبیه‌تر می‌شود. او روی تختی افتاده و در حالی که حاظر نیست از جایش تکان بخورد و تا حد زیادی کم تحرک است، با مدادی که هر لحظه امکان تمام شدن‌اش هست، در دفترچه‌ای که هر لحظه امکان به پایان رسیدن‌اش هست، داستان می‌نویسد. هر نویسنده داستان زنده‌گی خودش را می‌نویسد؟ برای همین است آیا که داستانی که مالون می‌نویسد هم به تیمارستانی کشیده می‌شود؟

بکت خالق یک چرخه‌ی بی‌هوده است. زنده‌گی آدم‌های بکت در چرخه‌ای ازلی و ابدی گرفتار است. هیچ‌کس نمی‌داند از کجا شروع شده – حتا خودِ آدم‌ها – و هیچ‌کس نمی‌داند به کجا می‌رسد و در کجا ختم می‌شود. گرفتاریِ محض. این چیزی ست که بکت نشان می‌دهد. او سعی می‌کند قواعد را به‌هم بریزد. آدم‌هایش در انزوا و افسرده‌گی به سر می‌برند. «مالون می‌میرد» هنوز هم یک اثر کلاسیک شده نیست. هنوز هم تازه است و طراوت دارد. کهنه نشده و جایش در آخر‌های کنجه‌ی کتاب‌ها نیست، که بگوییم، کلاسیک شده!

بکت خالق موقعیت‌های هیچ‌انگارانه و مضحک است. او موقعیتی این چنینی کشف می‌کند و سطر‌های متوالی درباره‌اش می‌نویسد. گاهی دقیقاً از هیچ می‌نویسد و هیچ را تعریف می‌کند. در کنار بی‌هوده‌گیِ غم‌زده‌ی کتاب‌اش، طنزی دل‌نشین حرکت می‌کند. طنزی باز هم بر گِردِ مدار هیچ.

مالون به چه می‌اندیشد؟ بیش‌تر در فکر لگن‌هایش است که می‌ترسد هر دو لگن‌اش با هم پُر شوند. نیاز‌های‌اش از زنده‌گی‌ تقلیل یافته به میزان سوپ روزانه‌اش، مدادش که رو به اتمام است، دفترچه‌اش که رو به پایان است، لگن‌اش که رو به پُر شدن است، و عصایش که گم شده. این‌ها با نیاز‌های یک انسان کامل تفاوت‌های زیادی دارد. او اگر تلاشی هم برای کامل شدن داشته باشد، تلاش ناقصی ست. البته کامل کلمه‌ای نیست که همه چیز را شرح بدهد. چرا که سوال پیش می‌آید، مگر چه کسی کامل است؟ مطلقاً هیچ‌کس. اما همه‌ی ما همواره تلاشی در این جهت داریم، و اغلب به مقداری از آن هم دست یافته‌ایم.

«اما چه فرقی می‌کند که من به دنیا آمده‌ام یا نه، زندگی کرده‌ام یا نه، مرده‌ام یا در حال احتضار، هر آنچه همیشه انجام داده‌ام می‌کنم، بی آنکه بدانم چه می‌کنم یا حتا چه کسی هستم، کجا هستم، یا آیا خودم هستم. بله، موجودی کوچک، سعی می‌کنم تا موجودی کوچک بسازم، تا مرا در بازوان‌اش بگیرد، موجودی کوچک شبیه به خودم، مهم نیست چه می‌گویم. و آنوقت می‌بینم که چیز بیچاره‌ای ساخته‌ام. یا چقدر شبیه به خودم است، می‌خورم‌اش. بعد مدت زیادی تنها و غمگین می‌مانم، بی آنکه بدانم دعایم چیست و به درگاهِ چه کسی باید دعا کنم.» (ص 88، پیشین)

 

بکت دنیا را چگونه می‌بیند؟ خاکستری، اما نه آن‌طور که کافکا. کافکا نمی‌خندد، در عوض مثل فیلسوفی دنیا را تحلیل می‌کند. بکت اما به ریش همه می‌خندد. می‌خواهد زنده بماند؟ بدون شک. راه زنده ماندن را در این دیده. همه‌ی مصائب را با لبخندی تحمل کرده، و در مضحک‌ترین موقعیت‌ها خندیده. در نهایت توانسته آدم‌هایی بیافریند، که فکر و ذکر‌شان جور دیگری ست. مثل بقیه نیستند، و خنده‌هایشان هم از روی هیچ‌انگاری ست. بکت سبک خودش را دارد، و سعی می‌کند از هر کلیشه‌ای دور باشد. «مالون می‌میرد» داستان آدمی ست که در این زنده‌گی اسیر شده، و انتظار تنها چیزی که می‌کِشد، مرگ است.

 

* تکه‌هایی که از کتاب آمده، مربوط است به ترجمه‌ی مهدی نوید، چاپ دوم: 1384، نشر پژوهه.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 3 تير 1389(66بازدید ), ] [ 12:46 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

روز‌هایی که خانه هستم، به وضعیت ایده‌آل‌ام نزدیک‌تر می‌شوم. صبح‌ها رمانی از ساموئل بکت می‌خوانم، ظهر بعد از ناهار مجموعه شعری از آتشی و عصر‌ها تا شب کتابی می‌خوانم از رومن گاری، شب تا نزدیکی‌های صبح هم درس می‌خوانم. این‌گونه کم‌تر وقت برای فکر کردن دارم. این بهترین موهبت است. فکرم را از هر چیزی منحرف می‌کنم. در صفحات و لابه‌لای واژه‌ها غرق می‌شوم و این تازه اول زنده‌گی ست.

صبح قراری داشتم که نرفتم. زنگ زدم عذر خواهی کردم. یک ماه دیگر اوضاع بهتر می‌شود. راحت‌تر می‌شوم. بامبو‌های خانه با کاکتوس‌ها در رشد کردن مسابقه گذاشته‌اند. خیلی قشنگ‌اند. مثل گیاهان دیگر پُر سر و صدا نیستند. دوستی به‌ام می‌گفت، بعضی از کاکتوس‌های خانه‌گی از تشنه‌گی می‌میرند. آخر، صاحب‌شان فکر می‌کند این ها تا آخر عمر بی‌نیاز از آب‌اند. برایم جالب بود. کتاب بکت را تمام کردم. فکر کنم چیزی درباره‌اش بنویسم در وبلاگ. فردا می‌روم شیراز. نصرت گفت، تو چقدر زیاد می‌روی و می‌آیی. راست‌اش خسته کننده است. اما زنده‌گی‌ام این‌جا ست. آن‌جا همه چیز موقتی ست. برای همین آن‌جا برای ماندن ساخته نشده. پیشانی‌ام درد می‌کند. مسکن‌ام تمام شده. باید بروم پیاده روی. هر روز می‌روم. همان‌طرف از داروخانه مسکن می‌گیرم. قبل از رفتن یک فنجان قهوه درست می‌کنم و آبِ بامبو‌ها را عوض می‌کنم. دیگر نباید به هیچ چیز فکر کرد. حتا اسم‌ِ افکارم را هم نمی‌آورم. به قول ژولیت بنوش، در فیلم «آبی»، همه‌شان فقط تله هستند. تو تله‌ای بودی. زمانی گفتی من مثل آدم‌های فیلم «آبی» هستم. حالا می‌خواهم واقعاً مثل آن‌ها شوم.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 3 تير 1389(64بازدید ), ] [ 12:46 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

وقتی دیگر هیچ چیز باقی نمانده

 

بر تپه‌ای بلند

لبم بر لب نی‌لبکی چوبین

دیگر تو را ساز نمی‌کنم

                        دیگر تو را سرودی نمی‌کنم

این شاعر می‌خواهد از همه‌ی عاشقانه‌هایش

اعتراف بگیرد

***

دنیا در دل‌‌ام گریه کرده بود

و هر قناری

            روزی اگر کلاغ نشود

            لابد با مترسک‌ها قراری پنهانی بسته است

***

دری که دستگیره‌اش گم می‌شود      یک سوال را بی‌پاسخ گذاشته است

انسانی    در جایی      می‌پوسد

و دریا خسته می‌شود از ساحلِ تکراری

جنگ جهانی سوم آغاز شده

این‌گونه خودکشیِ ماهی‌ها              شاید توجیه شود

دستگیره‌ی دری که گمشده بود        به دنبال کلیدش می‌گشت.  


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 3 تير 1389(76بازدید ), ] [ 12:46 ] [ محمد امین تیز چنگ ]
 

دارم با اشک هایم تابان زندگی را می دهم. و فعلاْ هیچ چیز دیگری ندارم که بگویم.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 3 تير 1389(73بازدید ), ] [ 12:46 ] [ محمد امین تیز چنگ ]

 

 

آن‌قدر نبوده‌ای که هر روز سال‌روز نبودن‌ات شده.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ 3 تير 1389(82بازدید ), ] [ 12:46 ] [ محمد امین تیز چنگ ]
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

درتین بلاگ حامی iranian
امکانات وب

ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

شما طرفدار كدام تيم هستيد

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 24
بازدید دیروز : 64
بازدید هفته : 251
بازدید ماه : 954
بازدید کل : 17639
تعداد مطالب : 45
تعداد نظرات : 43
تعداد آنلاین : 2



Alternative content